close
چت روم
طنز سیاسی

قیل و قال اس ام اس جک بزرگترین وبلاگ طنز ایران
طنز سیاسی
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ي سايت


دربارهء من: سلام من علیرضا هستم از خراسان رضوی افتخار میکنم که قیل و قال جوک بزرگترین وبلاگ طنز ایرانی می باشد
آرشيو
امکانات وب







RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت قیل و قال اس ام اس جک بزرگترین وبلاگ طنز ایران خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







آخرین ارسال های تالار گفتمان

حسین آقا داشته میرفته قم . وقتی میرسه سر بزرگراه قم ؛ می بینه راه بندونه و ماشینا تکون نمی خورن .
همینطور که پشت فرمون نشسته بود و به زمین و زمون ناسزا میگفت ؛ می بینه که یه آقایی میاد طرفش .
شیشه ماشینو پایین میکشه و میگه : داداش ! چی خبر شده ؟؟چرا راه بندونه ؟؟
آقاهه میگه : والله یه گروه تروریستی احمدی نژاد رو گروگان گرفتن و میگن اگه پونصد میلیون تومن ندین ؛ بنزین میریزن رو اینا و آتیش شون میزنن !!
حسین آقا میگه : خب ؟
آقاهه میگه : ما داریم از راننده هایی که اینجا گیر افتادن کمک میگیریم بلکه بتونیم این مشکلو حلش کنیم .
حسین آقا میگه : هر راننده ای بطور متوسط چقد داده ؟؟
آقاهه سرش رو میخارونه و میگه : هر کدوم شون حدود یه لیتر بنزین دادن !!!!

قیل و قال جوک ، اس ام اس

 



امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 6

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 247

در راستای حذف لغات زشت و بی ناموسانه ی شیر و پستان و زن و . . . در شعر " اتل متل توتوله " و جلوگیری از شیوه ی ناصحیح ازدواج و جلو گیری از ترویج بی حجابی و تصحیح آن برای کودکان عزیز ، شعر " اتل متل توتوله " توسط وزارت محترم ارشاد به قرار زیر اصلاح شد :

اتل متل صلوات

گاو قلی زده قات

هم دست داره هم آستین

شیرش رو بردن فلسطین

بگیر زن مسلمان

از حزب الله لبنان

اسمشو بزار حکیمه

که چادرش ضحیمه

 



امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 13

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 543

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس درماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی
دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی
چه. او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.
با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 195

نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام...

، اعلیحضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به “موال” های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید، غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا….!

حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد. گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی. می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف برینند!

 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 232

محمود احمدی‌نژاد: الهم عجل لولیک الفرج... مستشهدین بین یدیه.

شما با احمدی‌نژاد تماس گرفته‌اید. ایشان در حال حاضر مشغول مدیریت جهان هستند و برای کارهایی مثل پاسخگویی وقت ندارند. لازم به ذکر است ایشان به دلیل ساده‌زیستی و مردمی بودن شدید از تلفن منشی‌دار استفاده نمی‌کنند. سوال شما توسط یک گروه 300 نفره بررسی شده و روی یخچال منزل ایشان چسبانده می‌شود، تا به روش مخصوص ایشان با سوال متقابل جواب داده شود. اگر هنوز مایل به طرح سوال خود هستید، پس از شنیدن صدای شیپور آماده‌باش پیام بگذارید.

 

ضرغامی: با پیامگیر رییس صدا و سیما تماس گرفته‌اید. شما می‌توانید سکوت کنید، اما هرچه بگویید ضبط و علیه شما از رسانه ملی پخش خواهد شد.

 

باقر قالیباف: شما با پیامگیر سردار دکتر خلبان قالیباف تماس گرفتِن. ایشون الان پرواز دِرَن، موبایلشان توی هواپیما خاموشه. تا پرواز بعدی هم به شهرداری برنمی گِردن. لطفا مجددا تماس نگیرِن. با تِشکر

 

حسین شریعتمداری: شما با روزنامه کیهان تماس گرفته‌اید. ما می‌دونیم کی هستی؟ چه کاره‌ای؟ به کجاها وابسته هستی؟ از کجا پول می‌گیری؟ قبل از انقلاب با کی رفیق بودی؟ توی محافل خصوصی چه حرف‌هایی می‌زنی؟ پسرخاله پدربزرگت با رضاخان چه روابطی داشته و الان چی می‌خواهی بگی؟ پس گوشی را بگذار.

 

هاشمی رفسنجانی: شما با پیامگیر سردار سازندگی تماس گرفته‌اید. ایشان در حال حاضر مشغول مذاکرات پشت پرده هستند. پشت پرده هم به تلفن جواب نمی‌دهند.

 

فاطمه رجبی: اگر سبز لجنی هستی شماره 1، اگر جلبک هستی شماره 2، اگر خاتمی هستی شماره 3، اگر موسوی هستی شماره 4، اگر کروبی هستی شماره 5 ... اگر ابراهیم نبوی هستی شماره 436 را فشار بده. زن و بچه هم دور و برتون نباشه تا جواب درست و حسابی بهتون بدم. اگر هم خودی یا جزء دوست و آشنا هستی، بیخود وقت من را نگیر. قطع کن، بگذار به کارم برسم.

 

مهدی کروبی: با سلام من مهدی پسر احمد هستم. وعده‌ی دیدار ما راهپیمایی بعدی ساعت 30/10 صبح میدان هفت تیر.

 

خاتمی: از اینکه مایل به گفتگو با بنده هستید، اظهار مسرت و شادمانی می‌نمایم. گفتگو حق هر شهروند بوده و به عقیده‌ی بنده تنها راهکار برون رفت از چالش‌های پیش رو در هزاره‌ی سوم می‌باشد. البته گفتگو باید قانونمند باشد و در چارچوب روش‌های مدنی و پذیرفته شده صورت بگیرد. خدانگهدار

 

اسفندیار مشایی: شما با پیامگیر رییس جمهور مشایی تماس گرفته‌اید. لطفا 4 سال منتظر بمانید

 

الهی قمشه‌ای: بنده الان منزل نیستم. به جان تا آسمان عشق رفتم. نیم ساعت دیگه بر می‌گردم. البته شما که صدای من را می‌شنوید ممکن است فکر کنید من هستم. ولی در واقع مساله همین است که من هستم یا نیستم. شکسپیر هم می‌فرماید «توبی اُر نات توبی». شما اگر به تمام پیامگیرهای عالم، به تمام پیامگیرهایی که توی این یونیورس هست، گوش کنید، می بینید همه یک چیز را گفتن؛ منتها با زبان‌های مختلف. یکی فارسی گفته، یکی ترکی، گفته یکی هم همون پیام ارژینالی که توی کارخانه روی تلفن می‌گذارند را گذاشته و انگلیسیه. منتها همه اینها به زبانهای مختلف می‌خوان بگن من اینجا نیستم. میخوان بگن که از چنبر برون جستم من امشب هرچند در ظاهر هستم، ولی در واقع نیستم. البته بعضی‌ها هم کلک میزنن و در ظاهر نیستن، ولی در واقع هستن. مثلا کسایی که از دست طلبکار و اینا قایم میشن که باز باید گفت به قول شکسپیر «توبی اور نات توبی» این جمله را باید بارها تکرار کرد...

[نیم ساعت بعد] خب اینها را براچی داشتم ضبط می‌کردم؟ هووووم خب به هرحال سخنرانی امروز را در همینجا به پایان می‌رسونیم. تا برنامه بعد!

 

یک خواننده لوس آنجلسی: تنکز فور کالینگ عزیزم. خیلی هپی شدم که زنگ زدی بات آنفورچونیتلی الان بیزی هستم هانی، بعد از شنیدن خوشگلا باید برقصن برام مسیج بزار، سی یو

 

عوضعلی کردان: الو... الو... یک... دو... سه.... الو... یک... دو... سه... امتحان می‌شود...، امتحان می‌شود... . یعنی الان داره ضبط می‌کنه؟ یک چراغ قرمز روشن شده، نمیدونم این مال چیه؟ این یارو فروشندهه گفت باید کدام دکمه را بزنم؟ یادم رفت... شاید این باشه... چقدر هم دکمه داره معلوم نیست اینها مال چیه... الو... الو.... این دفترچه راهنماش هم که انگلیسیه، معلوم نیست چی نوشته... الو... امتحان می‌شود... بیب!

قیل و قال جوک ، اس ام اس

 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 154

احمدی نژاد بعد از یک عمر تغییر جهان و کاشتن گل در تمام تپه های ایران می‌میرد و به آن دنیا می‌رود. آنجا مقابل دروازه‌های بهشت می‌ایستد. سپس دیوار بزرگی می‌بیند که ساعت‌های مختلفی روی آن قرار گرفته‌اند.

از یکی از فرشتگان می‌پرسد: این ساعت‌ها برای چه اینجا قرار گرفته‌اند؟

فرشته پاسخ می‌دهد: اینها ساعت‌های دروغ‌ سنج هستند. هر کس روی زمین یک ساعت دروغ ‌سنج دارد. هر بار آن فرد یک دروغ بگوید، عقربه‌ی ساعت‌اش یک درجه جلوتر می‌رود.

احمدی لبخند ملیحی می زند و در حالیکه گوشش را می خاراند می گوید: چه جالب! آن ساعت کیست؟!

فرشته: مادر ترزا. او حتی یک دروغ هم نگفته. بنابراین ساعتش اصلاً حرکت نکرده است.

- وای؛ من ایشان را دوست دارم... به ایشان علاقه دارم... اما باور کردنی نیست. خوب آن ساعت کیست؟

فرشته پاسخ داد: ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمریکا) عقربه اش دو بار تکان خورد!

احمدی از شنیدن اسم آمریکا عصبانی می شود: مرگ بر آمریکا. راستی ساعت من کجاست ؟

فرشته پاسخ می دهد: آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است که از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می‌کنند!

قیل و قال جوک

 



امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 177

حذف قیمت زمین ، بهای خانه نصف می‌شود!

فرار مغزها و سرمایه‌ها نداریم ، هر کس آزاد است هر کجا که خواست زندگی کند!

امارات اگر پیشرفت کند ، انگار ما پیشرفت کرده‌ایم!

بر خلاف نظر بقیه ، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه ، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ می‌کنند!!!

مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند!

بر خلاف دولت‌های قبلی ما در انتخابات شوراها ، بی‌طرف عمل کردیم!

این که می گویند دو تا بچه کافیه ، بنده معتقد نیستم . کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد!

۴۲ روزنامه علیه دولت می‌نویسند!

یک زن (اشاره به فاطمه رجبی) پیدا شده که مردانه حرف می‌زند ، آن وقت شما بهش ایراد می‌گیرید؟

در کشور ما طی این دو ساله معجزه‌ی اقتصادی رخ داده!

گوجه‌فرنگی ۳۵۰۰ تومان نیست ، بغل خانه‌ی ما ۱۲۰۰ تومان است!

رشد تورم ۲۳ درصدی (گفته‌ی مرکز پژوهش‌های مجلس) دروغ است ، تورم ۱۳ درصد است!

من نگفتم نفت را سر سفره‌ها می آورم!!

در سخنرانی من در مجمع عمومی سازمان ملل، یک نفر گفت که فلانی، یک هاله ای از نور صورت تو را فرا گرفته بود!

امروز همه به این واقعیت معتقدند که در حال حاضر کشور را امام زمان مدیریت می کند.

بعضی افراد بی ایمان می گویند که ما در هیات دولت، یک صندلی برای آقا خالی می گذاریم، در حالی که اگر آقا به هیأت دولت بیاید که تنها نمی آیند! با یارانشان تشریف می آورند!

میانگین سن دانشمندان هسته ی ما، 17 سال است!!!

یک دختر 15 ساله در شیراز توانسته است در زیرزمین خانه شان، اورانیوم را غنی کند!

با چاقوی زنجان، دشمنان این مملکت را به دو نیم می کنیم!

آقای مشایی مظلوم واقع شدند! ایشان هیچ گاه نگفتند ما با ملت اسرائیل دوست هستیم! (بلکه ایشان گفتند ما با مردم اسرائیل دوست هستیم!)

روشنفکران، به اندازه ی بزغاله هم نمی فهمند!

سران کشورهای دنیا برای نزدیکی با کشور ما صف کشیده اند، مثل این پیرزن ها که در صف زنبیل می گذارند!

(در کنفرانسی در آمریکا فرمودند:من می خواهم یکی دو نکته بگویم، وان، تو پوینت!

آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است!

50 درصد جابه جایی ها در تهران، می تواند با منوریل انجام شود!

هرگز نمی گذارند که اوباما رئیس جمهور آمریکا شود!

بهای کنونی نفت(150دلار در سال86) بسیار پایین است و من پیش بینی می کنم که نفت به 200 دلار هم برسد!

من به آقای علی آبادی گفتم که خودت با قدرت وارد فوتبال شو و فدراسیون فوتبال را اداره کن!

عده ای می گویند که بازار آزاد همه چیز را حل می کند، ولی من به شما می گویم که بازار آزاد برای دزدها و سارق هاست!

روز بسیج، نقطه ی عطف تاریخ بشریت است!

قیل و قال جوک ، اس ام اس

 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 328

امام خمینی:آب و برق و گاز مجانی می شود و پول نفت هم هر ماه در خانه هایتان می آید

20 سال بعد :

حضرت امام احمدی نژاد:باید یارانه های آب و برق و گاز برداشته شود.بنزین باید سهمیه بندی شود و به قیمت جهانی(هر لیتر700 تومان) فروخته شود!!! از انقلاب ترافیکش ماند و از آزادی میدانش

خوش بحال مسافرکش های خط آزادی که بی ترس زندان، آزادی آزادی را فریاد می زنند



امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 299

بعد میگید چرا راجع به احمدی جوک میسازید:

 

احمدی نژاد در پیامی به مناسبت درگذشت علی کردان:
رحلت جانسوز فردی مومن، پاک، صدیق و خدمتگزار که در عرصه مجاهدت برای اسلام، انقلاب و مردم از یاران و همسنگرانش سبقت می‌جست ... جناب آقای علی کردان ... پا در جای پای شهیدان و جان بر سر زخم برداشته از دژخیمان گذاشت...

یاد آوریدر آبان ماه سال پیش بدلیل عدم صداقت جناب کردان در قامت وزیر کشور  و سوء استفاده ازمدرک دکترای جعلی ۱۸۸ نماینده از ۲۴۷ نفر رای دهندهٔ مجلس هشتم،  استیضاحشان کردند و به وی رای اعتماد ندادند

قیل و قال جوک ، اس ام اس

 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 132

خدایا عزت ما که مکرم بود اکرم شه / الهی شوکت ما رو به  افزونی، دمادم شه / خدایا جمله ی ما را به راه راست هادی شو / و یا برعکس ، راه راست ، سوی ما کمی خم شه !/ الهی هر کی تو برنامه ی من موش میندازه / گرفتار عذاب و غصه و حناق و ماتم شه / الهی هر که چوبی لای چرخ ما فرو کرده / تو هم چوبی فرو کن لای او تا بلکه آدم شه !/

خدایا میشه من یه روز بر دنیا شوم حاکم ؟/ اگر یکهو نشد، عیبی نداره ! باشه ! کم کم شه / خداوندا چنان عزت بده بر من که صبح و شب / اوبامای قدر قدرت ، جلو من تا کمر خم شه /  الهی. نون هر کی که  منو می خواد ، توی روغن / و هر کی لج کنه با من خوراکش نون و شلغم شه ! / خدایا هر کسی که توطئه کرده بره زندان / بمونه اونقدر اون تو ، که ریشش ریش رستم شه / خداوندا میشه یک شب که می خوابم تا فردا صبح / ببینم صورتم ، خوشگلترین زیبای عالم شه ؟ / توی این جیب من یوسف ، توی اون جیب من رادان / چنان خوشگل که روی پارسا پیروزفر کم شه !/ خداوندا برای هسته های بی انرژی مون / بکن کاری که از هر سو انرژی هی فراهم شه / خدایا هر کی قدر مهرورزی رو نمیدونه / گرفتار کسانی مثل شمرو ابن ملجم شه / خدایا سینه ای ده پر شرر با آه سوزنده / که چای ملت غزه به آه و سوز ما دم شه / اگرچه من علاقه مند هستم بر رقیبانم / بگم ؟ میگم ! رئیس سبزها دربون باغم شه /نه ، ای بابا ! چرا دربون باغ من ؟ لیاقت کو؟/ ببر پیش خودت تا بلکه دربون جهنم شه / خداوندا ! همان حالی که دور نهم دادی / یه کاری کن که تو دور دهم هم خوش به حالم شه !!!

سروده : محمد رضا عالی پیام فرستنده زینب صالحی

 

قیل و قال اس ام اس جوک بزرگترین وبلاگ طنز ایرانی



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 293

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟

پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی . من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفتمون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر...

 

 

فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و

داره توی خرابی خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده .....؟؟؟؟ . می ره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟

 

پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه جامعه رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه

قیل و قال اس ام اس جوک بزرگترین وبلاگ طنز ایرانی


 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : طنز سیاسی ,

تاریخ : سه شنبه 26 مهر 1390 نویسنده : علیرضا l بازدید : 190

مطالب گذشته
» انجمن فعال شد!! »» شنبه 16 دی 1391
» آپدیت روزانه! »» جمعه 15 دی 1391
» اگه گفتین اینجا کجاست ؟! ( طنز) »» جمعه 15 دی 1391
» تا حالا دقت کردین ! »» جمعه 15 دی 1391
» طنزهای کوتاه جدید و جالب ! »» جمعه 15 دی 1391
» پـَ نـَ پـَ های جدید و خنده دار »» جمعه 15 دی 1391
» بخون و بخند ...!! (طنز) »» جمعه 15 دی 1391
» خواستگاری در گذر زمان ! (طنز) »» جمعه 15 دی 1391
» داستان آموزنده تحمل درد عشق »» جمعه 15 دی 1391
» نامه عروس 17ساله​ای که شوهرش را کشت ! »» جمعه 15 دی 1391
» اس ام اس عاشقانه قشنگ »» جمعه 15 دی 1391
» اس ام اس های دل شکسته جدید »» جمعه 15 دی 1391
» اس ام اس های عاشقانه جدید »» جمعه 15 دی 1391
» عشق مادر »» جمعه 15 دی 1391
» عکس های طنز (حتما ببینید) »» جمعه 15 دی 1391
» اس ام اس خنده دار »» جمعه 15 دی 1391
» دو عکس طنز باحال »» جمعه 15 دی 1391
» امتحان ترم (طنز) »» جمعه 15 دی 1391
» تفاوت رانندگی در حالتهای مختلف ! (طنز) »» جمعه 15 دی 1391
» عکس های طنز جدید!! »» جمعه 15 دی 1391
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به قیل و قال اس ام اس جک بزرگترین وبلاگ طنز ایران مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

قیل و قال اس ام اس جک بزرگترین وبلاگ طنز ایران